پج
لغت نامه دهخدا
پج. [ پ َ ] ( اِ ) پژ. گریوه کوه. ( رشیدی ). کوه. جبل. ( رشیدی ) ( جهانگیری ). رجوع به پژ شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گریو. کوه جبل کوه پژ.
پج. [ پ َ ] ( اِ ) پژ. گریوه کوه. ( رشیدی ). کوه. جبل. ( رشیدی ) ( جهانگیری ). رجوع به پژ شود.
( اسم ) گریو. کوه جبل کوه پژ.