پالیزوان
لغت نامه دهخدا
پالیزوان. ( اِ مرکب ) پالیزبان:
نوبتی پالیزوان و نوبتی سرو سهی
نوبتی روشن چراغ و نوبتی گاویزنه.منوچهری.و رجوع به پالیزبان شود.
فرهنگ عمید
= پالیزبان
فرهنگ فارسی
( اسم ) پالیزبان
پالیزوان. ( اِ مرکب ) پالیزبان:
نوبتی پالیزوان و نوبتی سرو سهی
نوبتی روشن چراغ و نوبتی گاویزنه.منوچهری.و رجوع به پالیزبان شود.
= پالیزبان
( اسم ) پالیزبان