پاسگذاری تصویر معنی پاسگذاری مترادفها نگهبانی، پاسبانی، مراقبت متضادها بیتوجهی، غفلت، رها کردن لغت نامه دهخدا پاسگذاری. [ گ ُ ] ( حامص مرکب ) حقگذاری. شکر. گزارش محتوای نامناسب