ویرائی

مترادف‌ها

ویرانی، نابودی، خرابی، انهدام، تخریب

متضادها

آبادانی، عمران، شکوفایی

لغت نامه دهخدا

ویرائی. ( حامص ) حافظه و ادراک. ( آنندراج ). رجوع به ویرا و ویر شود.
ویرائی. ( اِخ ) دهی است از دهستان جلگه افشار بخش اسدآباد شهرستان همدان. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

کلمات مرتبط