ولوله انداختن
مترادفها
شیون کردن، زاری کردن، فریاد کشیدن، هیاهو کردن، غوغا کردن
متضادها
سکوت کردن، آرامش بخشیدن
فرهنگ معین
( ~. اَ تَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) (عا. ) ۱ - ایجاد شور و غوغا و سر و صدا و جار و جنجال. ۲ - آشوب به پا کردن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- ایجادشور وغوغاو سر و صدا جار و جنجال. ۲- آشوب بر پا کردن.
ویکی واژه
(عا.)
ایجاد شور و غوغا و سر و صدا و جار و جنجال.
آشوب به پا کردن.
جمله سازی با ولوله انداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقتی خبر پیروزی ناگهانی تیم ملی در دقایق پایانی مسابقات جهانی پخش شد، تمام جمعیت حاضر در استادیوم شروع به ولوله انداختن و فریادهای شادی کردند که گوشها را کر میکرد.
💡 سیاستمداران با استفاده از شعارهای تحریکآمیز و وعدههای دروغین سعی داشتند در میان مردم ولوله انداختن و توجه آنها را از مشکلات اقتصادی واقعی و بحرانهای موجود منحرف کنند.
💡 خبر رسیدن ناگهانی حریق به داخل بازار قدیمی باعث شد که بازرگانان و مشتریان با هیاهو و ولوله انداختن، سعی کنند هر چه سریعتر از آن ساختمانهای قدیمی خارج شوند.