وقفه گردانی
مترادفها
وقفه انداختن، مکث کردن
متضادها
ادامه دادن
فرهنگستان زبان و ادب
{interrupt handling} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عمل پردازش وقفه ها در سامانۀ عامل
وقفه انداختن، مکث کردن
ادامه دادن
{interrupt handling} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] عمل پردازش وقفه ها در سامانۀ عامل