لغت نامه دهخدا
وزون. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِوزن، به معنی آن قدر از خرما که یک کس برداشتن نتواند، و آن نیم جله از جله های هجر یا سه یک جله آن باشد.( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به وزن شود.
وزون. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِوزن، به معنی آن قدر از خرما که یک کس برداشتن نتواند، و آن نیم جله از جله های هجر یا سه یک جله آن باشد.( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به وزن شود.