ورقلمبیدن تصویر معنی ورقلمبیدن مترادفها پیچ و تاب خوردن، تکان خوردن فرهنگ عمید ۱. ورم کردن، بالا آمدن.۲. بیرون جستن. کلمات مرتبط ورپلغیدن خارج کردن هوخیدن برامدن ابطا بازو دادن