وردیه
«وردیه» صفتی نسبی در زبان فارسی است که به چیزی اطلاق میشود که رنگ آن شبیه رنگ گل باشد و اغلب با گل سرخ مرتبط دانسته میشود. این واژه برای توصیف اشیاء یا اجسامی به کار میرود که ظاهر یا سایه رنگی مشابه گل سرخ دارند. به عبارت دیگر، هر چیزی که رنگی شبیه گل سرخ یا صورتی ملایم داشته باشد، میتواند «وردیه» نامیده شود. در متون کهن و منابع لغوی، این صفت برای توصیف رنگ گلگون و لطیف به کار رفته است. کاربرد «وردیه» در ادبیات بیشتر برای ایجاد تصویر شاعرانه و زیبا از رنگ و جلوه ظاهری است. این صفت میتواند در توصیف لباسها، پارچهها، گلها یا حتی رخساره و گونه انسان به کار رود. «وردیه» نمادی از لطافت و زیبایی رنگهای طبیعی و به ویژه گل سرخ است. از نظر دستوری، این واژه صفت نسبی محسوب میشود و حالت یا ویژگی رنگی یک چیز را بیان میکند. در آثار ادبی و توصیفی، این کلمه حس ظرافت، دلنشینی و جذابیت بصری را منتقل میکند.
مترادفها
شیفت، نوبت، دور
لغت نامه دهخدا
( وردیة ) وردیة. [ وَ دی ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث وردی. ( اقرب الموارد ). رجوع به وردی شود.
جمله سازی با وردیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پرستار پس از گذراندن یک وردیه شبانه بسیار طولانی و پرفشار در بخش مراقبتهای ویژه، احساس خستگی مفرط میکرد و نیاز داشت که مدتی استراحت کند.
💡 برنامهریزی دقیق برای تقسیم وردیهها میان کارکنان بخش تولید، از بروز تنشهای میان پرسنل و اطمینان از پوشش کامل شیفتهای کاری در تمام ساعات شبانهروز جلوگیری میکند.
💡 او تصمیم گرفت برای افزایش درآمد خود، وردیههای اضافی در روزهای تعطیل را بپذیرد، هرچند که این کار زمان کافی برای معاشرت با خانواده را از او میگرفت.