وجودیه ٔ لاضروری
متضادها
وجود ضروری
لغت نامه دهخدا
وجودیه لاضروریة. [ وُ دی ی َ ی ِ ض َ ری ی َ / ی ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ( اصطلاح منطقی ) ( قضیه ٔ... ) مطلقه عامه را نامند با قید لاضرورة به حسب ذات مانند کل انسان متنفس بالاطلاق العام لابالضرورة و آن مرکب باشد از مطلقه عامه و ممکنه عامه. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). مثال موجبه آن: کل انسان ضاحک بالفعل لابالضرورة و ترکیب آن از موجبه مطلقه عامه و سالبه ممکنه ٔعامه. موجبه مطلقه عامه جزو اول آن است و سالبه ممکنه یعنی لاشی من الانسان بضاحک بالامکان این همان معنای لاضرورة است و مثال سالبه آن لاشی من الانسان بضاحک بالفعل لابالضرورة و ترکیب آن از سالبه مطلقه عامه است که همان جزو اول آن باشد و موجبه ممکنه عامه و آن معنای لاضرورة است. ( تعریفات سیدجرجانی ). رجوع به اساس الاقتباس و شمسیه و حاشیه ملا عبداﷲ شود.
جمله سازی با وجودیه ٔ لاضروری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مباحث مربوط به هستیشناسی، وجودیه ٔ لاضروری به موجوداتی اطلاق میشود که وجودشان ثابت است اما لزوماً نباید از نظر منطقی واجب باشند.
💡 تحلیل دقیق وجودیه ٔ لاضروری در متون فلسفی، نیازمند بررسی دقیق تفاوت میان ضرورت ذاتی و امکانهای موجود در جهان هستی و واقعیت میباشد.
💡 برخی از فیلسوفان معتقدند که ویژگیهای وجودیه ٔ لاضروری میتواند در توصیف ماهیت برخی پدیدههای فیزیکی و گذرا در جهان هستی بسیار مفید باشد.