وابخشیده شدن
مترادفها
تقسیم شدن، توزیع شدن، پخش شدن
متضادها
جمع شدن، گرد آمدن، متمرکز شدن
لغت نامه دهخدا
وابخشیده شدن. [ ب َ دَ /دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) توزع. ( تاج المصادر بیهقی ).
تقسیم شدن، توزیع شدن، پخش شدن
جمع شدن، گرد آمدن، متمرکز شدن
وابخشیده شدن. [ ب َ دَ /دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) توزع. ( تاج المصادر بیهقی ).