لغت نامه دهخدا
وئل. [ وَ ءِ ] ( ع ص ) وَئیل. وَیْل ٌوَئِل؛ سختی بسیار. وَیْل ٌ وَئیل. ( ناظم الاطباء ).
وئل. [ وَ ءِ ] ( ع ص ) وَئیل. وَیْل ٌوَئِل؛ سختی بسیار. وَیْل ٌ وَئیل. ( ناظم الاطباء ).
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۱(بار)
نجات خواستن و پناه آوردن. موئل :پناهگاه. بلکه برای آنها وعدهای است که از آن پناهگاهی ندارند منظور از موعد روز قیامت است این لفظ تنها یکبار در قرآن آمده است.