هشیار گردیدن
مترادفها
بیدار شدن، هوشیار شدن، آگاه شدن
متضادها
غافل شدن، خوابیدن، بیهوش شدن
لغت نامه دهخدا
هشیار گردیدن. [ هَُ ش ْ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) هشیار گشتن. به هوش آمدن. هشیار شدن:
چو هشیار گردد پدر، بیگمان
سواران فرستد پی من دوان.فردوسی.
فرهنگ فارسی
هشیار گشتن بهوش آمدن