هزینۀ مستقیم
مترادفها
مخارج مستقیم
متضادها
هزینۀ غیرمستقیم
فرهنگستان زبان و ادب
{direct cost} [مدیریت-مدیریت پروژه] هزینه ای که مستقیماً و به طور خاص برای انجام یک فعالیت مشخص برآورد می شود
جمله سازی با هزینۀ مستقیم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محاسبه سودآوری یک پروژه ساختمانی، مهندسان باید تمامی هزینۀ مستقیم مانند مواد اولیه و دستمزد کارگران را به دقت در گزارشها لحاظ کنند.
💡 هزینۀ مستقیم تولید در این کارخانه شامل تمامی ملزومات مواد خام و انرژی مورد نیاز برای کار کردن ماشینآلات در خط تولید اصلی است.
💡 برای درک بهتر ساختار مالی، حسابدار شرکت تمامی هزینۀ مستقیم مربوط به هر محصول را از سایر هزینههای سربار و اداری جدا کرد.