لغت نامه دهخدا
هزاربرگ. [ هََ / هَِ ب َ ] ( اِ مرکب ) گل ابریشم. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به گل ابریشم شود.
هزاربرگ. [ هََ / هَِ ب َ ] ( اِ مرکب ) گل ابریشم. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به گل ابریشم شود.
(اسم ) گیاهی ازتیر. مرکبان که پایااست ودرحاشی. راههاودرنواحی نسبتا خشک میروید ساقهاش توخالی است وبرگهایش ظریف وطویل ودارای بریدگیهای زیادی است. گلهایش سفیدیا صورتی ومعطرمیباشندودرانتهای ساقه بشکل دیهیم قرارمیگیرند