هرمیس
لغت نامه دهخدا
هرمیس. [ هَِ ] ( ع اِ ) شیر سخت خونخوار. ( منتهی الارب ). الهرامس. ( اقرب الموارد ). || گاومیش. ( منتهی الارب ). || کرگدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به هُرامِس شود.
فرهنگ فارسی
شیر سخت خوانخوار گاومیش
فرهنگ اسم ها
اسم: هرمیس (دختر) (عربی) (تلفظ: hermis) (فارسی: هرمیس) (انگلیسی: hermis)
معنی: شیر یا کرگدن
جمله سازی با هرمیس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اساطیر یونان باستان، هرمیس به عنوان پیامآور خدگان شناخته میشد که با سرعت بسیار زیاد میان دنیای انسانها و دنیای خدایان در حرکت بود.
💡 شخصیت هرمیس در ادبیات کلاسیک نماد هوش، زیرکی و توانایی در برقراری ارتباطات موثر بین فرهنگهای مختلف و جهانهای متفاوت محسوب میشود.
💡 بسیاری از هنرمندان در آثار خود از نمادهای مربوط به هرمیس برای نشان دادن مفاهیم انتقال پیام و ارتباط میان زمین و آسمان استفاده میکنند.