هاشمه

هاشمه

کلمه‌ی «هاشمه» واژه‌ای عربی‌الاصل است که در فارسی نیز کاربرد یافته و معانی گوناگونی دارد. در اصل، این کلمه از ریشه‌ی «هشم» به معنای شکستن، خرد کردن و تکه‌تکه نمودن گرفته شده است. در معنای لغوی، «هاشمه» به چیزی گفته می‌شود که خرد یا شکسته شده باشد؛ مانند استخوان شکسته یا سنگ خردشده. در اصطلاح پزشکی سنتی، به زخم یا شکستگی‌ای گفته می‌شود که در آن استخوان خرد شده و پوست را پاره کرده باشد. در گذشته، در علم جراحی و پزشکی، واژه‌ی «هاشمه» برای بیان نوع خاصی از شکستگی شدید و باز استخوان‌ها به کار می‌رفت. همچنین از نظر استعاری، در ادبیات فارسی، این کلمه می‌تواند به دل‌شکستگی یا وضعیت نابسامان روحی نیز اشاره کند. در برخی متون تاریخی و فقهی، «هاشمه» به عنوان یکی از انواع جراحات دارای دیه (خون‌بها) تعریف شده است، که میزان آن در قانون شرعی مشخص است. این واژه گاه در متون قدیمی به معنای کسی که می‌شکند یا خرد می‌کند نیز آمده است، یعنی فاعل عمل «هشم». از نظر دستوری، این کلمه می‌تواند اسم یا صفت باشد و بیشتر در متون علمی، حقوقی یا ادبی دیده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

( هاشمة ) هاشمة. [ ش ِ م َ ] ( ع ص ) مؤنث هاشم. ( اقرب الموارد ).
هاشمة. [ ش ِ م َ ] ( ع اِ ) شجه و شکستگی در استخوان بی آنکه جدا گردد. ( ناظم الاطباء ) ( قطر المحیط ). شکستگی سر که استخوان شکند یا بشکند آن را بی جدائی یا بشکند آن را، پس خون روان گردد پس برآرند آن استخوان شکسته را و آشکار گردانند فراشه را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شکستگی سر که استخوان را بشکند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). جراحتی که استخوان سر یا صورت را شکند.

فرهنگ فارسی

۱-(اسم ) مونث هاشم. ۲- شکستگی دراستخوان بی آنکه جدا گردد. ۳- سکستگی سرکه استخوان بشکند.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز