نیکومردی
مترادفها
جوانمردی، مردانگی، شجاعت
متضادها
نامردی، بزدلی، بدکرداری
لغت نامه دهخدا
نیکومردی.[ م َ ] ( حامص مرکب ) نیک مردی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
خوش ذاتی نیکو کاری.
جوانمردی، مردانگی، شجاعت
نامردی، بزدلی، بدکرداری
نیکومردی.[ م َ ] ( حامص مرکب ) نیک مردی. ( فرهنگ فارسی معین ).
خوش ذاتی نیکو کاری.