نیکوقریحگی
مترادفها
چابکی، چالاکی، تندی، زیرکی
لغت نامه دهخدا
نیکوقریحگی. [ ق َ ح َ / ح ِ ] ( حامص مرکب ) نیکوقریحه بودن. ( یادداشت مؤلف ). خوش ذوقی.
چابکی، چالاکی، تندی، زیرکی
نیکوقریحگی. [ ق َ ح َ / ح ِ ] ( حامص مرکب ) نیکوقریحه بودن. ( یادداشت مؤلف ). خوش ذوقی.