لغت نامه دهخدا
نیکوبیان. [ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش بیان. فصیح. که بیانی دلنشین دارد:
از بر ایوان ماه بارگهی خوب بود
ساکن آن خواجه فاضل نیکوبیان.خاقانی.
نیکوبیان. [ ب َ ] ( ص مرکب ) خوش بیان. فصیح. که بیانی دلنشین دارد:
از بر ایوان ماه بارگهی خوب بود
ساکن آن خواجه فاضل نیکوبیان.خاقانی.
خوش بیان ٠ فصیح ٠ که بیانی دلنشین دارد ٠