متنعنع
لغت نامه دهخدا
متنعنع. [ م ُ ت َ ن َ ن ِ ]( ع ص ) دورگردنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). دور و دور گردیده. ( ناظم الاطباء ). || مضطرب و پریشان و پراکنده. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیچ و پیچان رونده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). و رجوع به تنعنع شود.
جمله سازی با متنعنع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه سعی میکرد با رفتارهای متنعنع و نگاههای از بالا به پایین، خود را از دیگران متمایز و بسیار مهمتر از اطرافیانش نشان دهد.
💡 رفتار متنعنع و غرورآمیز برخی از مدیران میتواند باعث ایجاد شکاف عمیقی بین آنها و کارکنان مجموعه شود و در نهایت باعث کاهش بهرهوری گردد.
💡 نباید در برابر پیشنهادات دوستانه و صادقانه، رفتاری متنعنع داشته باشیم، زیرا این کار باعث از دست رفتن روابط انسانی ارزشمند و اعتماد دیگران میشود.