لغت نامه دهخدا
نیماد. ( اِ ) تمیز. قوتی که فرق میان حق و باطل به او میسر شود. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً از برساخته های فرقه آذر کیوان است. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
نیماد. ( اِ ) تمیز. قوتی که فرق میان حق و باطل به او میسر شود. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً از برساخته های فرقه آذر کیوان است. ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ).
تمیز ٠ قوتی که فرق میان حق و باطل به او میسر شود ٠ ظاهرا از برساخته های فرقه آذر کیوان است ٠