لغت نامه دهخدا
نکول کردن. [ ن ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امتناع کردن. اعراض نمودن. ( ناظم الاطباء ). خودداری کردن. سر باززدن. قبول نکردن: و لشکر مغول از طلب او نکول کردند. ( جهانگشای جوینی ).
- نکول کردن برات یا حواله؛ از پرداخت وجه آن سر باززدن. قبول نکردن آن. قبولی ننوشتن بر آن. نپرداختن آن را.