نوایح
لغت نامه دهخدا
نوایح. [ ن َ ی ِ ] ( ع ص، اِ ) زنان نوحه گر. ج ِ نایحة. رجوع به نایحة و نائحة شود. || ج ِ نَیِّحة. ( آنندراج ). رجوع به نیحة شود.
جمله سازی با نوایح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در مراسم سوگواری، صدای نوایح از دوردست به گوش میرسید که فضای غمزده و اندوهگین مراسم را دوچندان میکرد و همه را به گریه واداشته بود.
💡 شاعر با استفاده از نوایح تلخ و پردرد در اشعار خود، توانست عمق فاجعه و رنجهای وارده بر مردم را به زیبایی و دقت تصویر کند.
💡 شنیدن نوایح سوزناک در آن شب تاریک، آرامش را از دلهای حاضرین ربود و تنها یادگاری از آن دوران پر از سختی و درد باقی گذاشت.