نمیمی تصویر معنی نمیمی مترادفها نمیمیرد متضادها میمیری لغت نامه دهخدا نمیمی. [ ن َ ] ( اِ ) مأخوذ از تازی، افترا. غیبت. خوشامد. ریشخند. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط نخرا اغلامی ناریت ناشتامنش نشاوی اندیشه ناکی