لغت نامه دهخدا
اندیشه ناکی. [ اَ ش َ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) ترسانی. ( یادداشت مؤلف ).
اندیشه ناکی. [ اَ ش َ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) ترسانی. ( یادداشت مؤلف ).
۱ - تفکر اندیشمندی. ۲ - بیمناکی ترسناکی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پهلو تهی از صوفی خر باید کرد یعنی اندیشه از خطر باید کرد
💡 اندرین اندیشه تشویشش فزود که جز او را نیست اینجا باش و بود
💡 اندیشه جهانی بر جان من نهادی وانگه به لاغ گویی اندیشه نیست جان را
💡 بدین اندیشه یک دم شاد بنشست پس آن گاهی چو گل بر باد بنشست
💡 در دوستی کوفت میلی، مگر که اندیشه از جنگجویی نداشت
💡 در اندیشه میگفت کان شهریار که امروز کرد آنچنان کارزار