نماز اوردن

لغت نامه دهخدا

( نماز آوردن ) نماز آوردن. [ ن َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) تعظیم کردن. سجده کردن. سر فرودآوردن اظهار بندگی و اطاعت را:
دوش ناگاه رسیدم به در حجره او
چون مرا دید بخمید و بیاورد نماز.فرخی.اگر قبول کنی سر نهیم در قدمت
چو بت پرست که در پیش بت نماز آرد.سعدی.

فرهنگ فارسی

( نماز آوردن ) تعظیم کردن ٠ سجده کردن ٠ سر فرود آوردن ٠ اظهار بندگی و اطاعت را ٠

جمله سازی با نماز اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از مردم در ساعات مختلف روز برای انجام مراسم مذهبی و نماز آوردن به مساجد بزرگ شهر می‌روند تا آرامش روحی پیدا کنند.

💡 او هر روز صبح زود پس از بیدار شدن، با دقت و تمرکز بسیار زیاد به نماز آوردن می‌پردازد تا روز خود را با انرژی شروع کند.

💡 در فرهنگ بسیاری از کشورهای اسلامی، نماز آوردن یکی از مهم‌ترین ستون‌های اعتقادی است که پیوند میان انسان و خداوند را برقرار می‌سازد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران