بشیر اغا
لغت نامه دهخدا
( بشیرآغا ) بشیرآغا. [ ب َ ] ( اِخ ) ( کوچک ) در دوره سلطنت سلطان محمودخان چندی آغای ( رئیس ) دارالسعاده و صاحب اقتدار و نفوذ بود و بعلت تحقیر برخی از علما بفرمان شاه بسال 1165 هَ. ق. با سقوط از قله قیر، هلاکش ساختند. وی خیرات و مبراتی از خود بجای گذاشته است. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ).
بشیرآغا. [ ب َ ] ( اِخ ) حاجی. در زمان سلطنت سلطان احمدخان ثالث و سلطان محمودخان اول سی سال تمام آغای ( رئیس ) دارالسعاده بود و نفوذ فوق العاده پیدا کرد و تا آخر سلطنت سلطان احمدخان در این مقام بماند و بسال 1159 هَ. ق. در سن 96 درگذشت. وی آثاری از قبیل جامع و کتابخانه و قنات باموقوفات بجای گذاشته است. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ). و رجوع به لغات تاریخیه و جغرافیه ترکی ج 2 شود.
بشیرآغا. [ ب َ ] ( اِخ ) وی در زمان سلطنت مصطفی خان ثالث بسال 1171 هَ. ق. آغای ( رئیس ) دارالسعاده بود. ( از قاموس الاعلام ترکی ج 2 ).
فرهنگ فارسی
( بشیر آغا ) وی در زمان سلطنت مصطفی خان ثالث بسال ۱۱۷۱ ق آغای دارالسعاده بود.
جمله سازی با بشیر اغا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نام آشنای بشیر بختیاری را همه شنیدهایم، خصوصاً که آثار وی را با نام هنری «باچه آزره» در سایتهای مختلف بخصوص درکابل پرس دیدهایم.
💡 این واعظ اگر چند سخن سنج و سخنگو است چون پیر خرابات بشیرین سخنی نیست
💡 نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد که خیز و جان و دل آماده کن امیر آمد
💡 گر بشیر از مصر آید سوی کنعان بی خبر گلشن فردوس گردد زان خبر بیت الحزن
💡 طی انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۱۴۰۳، طی حکمی بشیر(حجت) نظری به عنوان رییس ستاد جوانان مسعود پزشکیان منصوب شد.
💡 تا سعادت در دم رفتن تو را باشد بشیر سر «ارحم ترحم» از حق آن زمان باور کنی