نقطۀ مبنا
مترادفها
نقطه پایه، مبدأ، نقطه مرجع
متضادها
نقطۀ هدف، نقطۀ نهایی
فرهنگستان زبان و ادب
{datum point} [باستان شناسی] نقطه ای قراردادی، عموماً در بلندترین بخش هر محوطۀ باستانی، که تمام اندازه گیری ها، به ویژه اندازه گیری ارتفاع، نسبت به آن سنجیده می شود
جمله سازی با نقطۀ مبنا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برای شروع هر پروژه علمی بسیار دقیق، ابتدا باید تمامی پارامترهای محیطی را به عنوان نقطۀ مبنا تعیین کرد تا بتوان تغییرات بعدی را با دقت سنجید.
💡 در تحلیلهای اقتصادی پیشرفته، استفاده از یک نقطۀ مبنای مشخص برای مقایسه نرخ تورم در سالهای مختلف، به سیاستگذاران کمک میکند تا تصمیمات درستی بگیرند.
💡 دانشمندان در آزمایشهای فیزیک کوانتوم، همیشه به دنبال یافتن یک نقطۀ مبنای پایدار هستند تا بتوانند رفتارهای غیرمنتظره ذرات را در شرایط مختلف بهخوبی مطالعه کنند.