نعیق زدن
مترادفها
جیغ کشیدن، فریاد زدن، ناله کردن
متضادها
سکوت کردن
لغت نامه دهخدا
نعیق زدن. [ ن َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بانگ کردن. بانگ کردن زاغ. غارغار کردن کلاغ:
غرابا مزن بیشتر زین نعیقا
که مهجور کردی مرا از عشیقا.منوچهری.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بانگ زدن کلاغ و زاغ: غرابامزن بیشتر زین نعیقا که مهجور کردی مرا از عشیقا. ( منوچهری.د.چا.۵:۲ )