نظر گردانیدن

مترادف‌ها

توجه کردن، نگاه کردن، نگریستن

متضادها

خیره شدن، چشم دوختن

لغت نامه دهخدا

نظر گردانیدن. [ ن َ ظَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) نظر گردانیدن و نظر گرفتن از چیزی، کنایه از اعراض کردن و رو برتافتن. نظر پوشیدن. ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نظر گردانیدن و نظر گرفتن از چیزی کنایه از اعراض کردن و رو بر تافتن ٠ نظر پوشیدن ٠

جمله سازی با نظر گردانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شاعر در اشعار خود سعی داشت با توصیف مناظر زیبا، نظر خوانندگان را به شکوه و عظمت طبیعت بکر و دست‌نخورده زمین گردانیدن.

💡 سیاستمداران با استفاده از شعارهای جذاب و تبلیغات گسترده، تلاش می‌کنند تا نظر مردم را از مسائل اصلی و حیاتی منحرف و گردانیدن.

💡 استاد در طول سخنرانی خود، با تغییر لحن و استفاده از مثال‌های ملموس، نظر توجه دانشجویان را به جزئیات مهم بحث گردانیدن.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران