واژه «اَنجُوخ» یک اسم است که در متون کهن فارسی به معنای «چین گرفتن روی و تن و آنچه در این سیاق باشد» به کار رفته است. بر اساس منابع معتبر لغتشناسی مانند «لغت فرس اسدی» (به تصحیح عباس اقبال)، این واژه به فرآیند چین و چروک خوردن پوست تن یا صورت اطلاق میشود. این اصطلاح در فرهنگهای مختلف مانند «صحاح الفرس» نیز مترادف با «شکن و چین» تعریف شده است؛ چینهایی که بر اثر عوامل گوناگون بر روی، تن، پوست و سایر اعضای بدن پدیدار میشوند.
معنای «اَنجُوخ» به طور خاص بر ظاهر شدن عوارض فیزیکی پیری یا سایر عوامل مؤثر بر پوست تأکید دارد. «برهان قاطع» و «آنندراج» این مفهوم را به «چین و شکن روی و اندام از غایت پیری یا به سبب دیگر» تعمیم میدهند، که نشاندهنده کاربرد گسترده آن برای توصیف تغییرات ساختاری پوست است. همچنین، در فرهنگهای جامعتری مانند «انجمن آرا» و «هفت قلزم»، این واژه به صورت مشخص به معنای «چین و شکن روی و اندام» آمده است. در کنار این تعاریف، معانی مترادف دیگری مانند «شکنج اندام و روی و اندام باهم» و نیز توصیفی دقیقتر مانند «پوست روی و تن که چین گرفته باشد» (فرهنگ اوبهی) نیز برای این کلمه ثبت شده است.
این واژه در گذر زمان دارای صورتهای املایی و آوایی متعددی بوده است که نشاندهنده سابقه دیرینه آن در زبان فارسی است؛ از جمله این صورتها میتوان به «اَنجوغ»، «اَنجَخ»، «اَنجَغ» و «اَنجوخه» اشاره کرد. در نهایت، معادل امروزی و جامع این مفهوم که نشاندهنده همین حالت ترنجیدگی و چین خوردگی پوست است، در «فرهنگ فارسی معین» به وضوح «چین و چروک پوست» یا «چین خوردگی پوست به سبب پیری» ذکر شده است، و همچنین کلمه «ترنجیدگی» نیز به عنوان یکی از مترادفهای نزدیک به کار میرود.