نبیب
مترادفها
شیون، زاری، گریه
لغت نامه دهخدا
نبیب. [ ن َ ] ( ع مص ) نَب. ( از منتهی الارب ). نباب. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نب شود.
فرهنگ فارسی
نب نباب.
شیون، زاری، گریه
نبیب. [ ن َ ] ( ع مص ) نَب. ( از منتهی الارب ). نباب. ( از اقرب الموارد ). رجوع به نب شود.
نب نباب.