ناگواره
مترادفها
ناخوشایند، سخت، دشوار، نامطلوب
متضادها
گوارا
لغت نامه دهخدا
ناگواره. [ گ ُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) هضم ناشده. تحلیل نرفته. || هر چیز که زیان و رنج آورد. || آبی که موافق نباشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
هضم ناشده. تحلیل نرفته
ناخوشایند، سخت، دشوار، نامطلوب
گوارا
ناگواره. [ گ ُ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) هضم ناشده. تحلیل نرفته. || هر چیز که زیان و رنج آورد. || آبی که موافق نباشد. ( ناظم الاطباء ).
هضم ناشده. تحلیل نرفته