ناگشادنی
متضادها
گشودنی، بازشدنی، گشا
لغت نامه دهخدا
ناگشادنی. [ گ ُ دَ ] ( ص لیاقت ) نگشودنی. بازناکردنی. غیرقابل افتتاح. || آشکارناکردنی. غیرقابل ابراز واظهار. مقابل گشادنی. رجوع به گشادنی شود.
جمله سازی با ناگشادنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از گرههای روانی و پیچیدگیهای شخصیتی انسانها، گاهی مانند یک معما یا گرهای ناگشادنی به نظر میرسند که حل آنها بسیار دشوار است.
💡 در آن داستان قدیمی، قهرمان داستان با چالشی ناگشادنی روبرو شد که برای عبور از آن، نیاز به خرد و هوش بسیار بالایی داشت.
💡 بحرانهای اقتصادی و سیاسی گاهی به وضعیتی ناگشادنی منجر میشوند که تنها با همکاری بینالمللی و دیپلماسی هوشمندانه قابل حل هستند.