ناکارگر
مترادفها
بیکار، بیکار
متضادها
شاغل، کارگر
لغت نامه دهخدا
ناکارگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) غیرمؤثر. که کارگر و اثربخش نیست. مقابل کارگر. رجوع به کارگر شود.
بیکار، بیکار
شاغل، کارگر
ناکارگر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) غیرمؤثر. که کارگر و اثربخش نیست. مقابل کارگر. رجوع به کارگر شود.