ناهمتائی
مترادفها
نابرابر، ناهمگون، نامتناسب
متضادها
همتائی، همسان، هماهنگ، برابر
لغت نامه دهخدا
ناهمتائی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) همتا نبودن. ناهمتا بودن. رجوع به ناهمتا شود.
- ناهمتائی کردن؛ مخالفت.
نابرابر، ناهمگون، نامتناسب
همتائی، همسان، هماهنگ، برابر
ناهمتائی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) همتا نبودن. ناهمتا بودن. رجوع به ناهمتا شود.
- ناهمتائی کردن؛ مخالفت.