ناهراس
مترادفها
بیباک، بیپروا، نترس
لغت نامه دهخدا
ناهراس. [ هََ ] ( نف مرکب ) بی باک. ناهراسنده. ناهراسان. بی هراس. نترس:
صد بار تیغ قهر کشیدی و همچنان
می آید از پی تو دل ناهراس من.بابافغانی ( از آنندراج ).
جمله سازی با ناهراس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فردی که ناهراس و شجاع در برابر مشکلات و چالشهای بزرگ زندگی ایستادگی میکند، معمولاً به موفقیتهای چشمگیری در مسیر رسیدن به اهداف خود دست مییابد.
💡 در داستانهای حماسی، قهرمانان همیشه افرادی ناهراس هستند که بدون هیچ واهمه و تردیدی با دشمنان خود و سختیهای راه روبرو میشوند.
💡 داشتن روحیهای ناهراس در محیطهای پر از رقابت کاری، به شما کمک میکند تا تصمیمات جسورانه بگیرید و از فرصتهای طلایی برای پیشرفت استفاده کنید.