نامظنون
متضادها
مظنون، مشکوک
لغت نامه دهخدا
نامظنون. [ م َ ] ( ص مرکب ) که محل شک و گمان نیست. که مورد ظن واقع نشده است.
جمله سازی با نامظنون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پلیس پس از انجام تحقیقات گسترده و بررسی دقیق مدارک، اعلام کرد که فرد مذکور در جریان این حادثه، کاملاً نامظنون و بیگناه است.
💡 با وجود شواهد اولیه، اما در نهایت مشخص شد که شاهد عینی حادثه، فردی کاملاً نامظنون بوده و هیچ ارتباطی با جرم صورت گرفته ندارد.
💡 پس از بررسی دقیق دوربینهای مداربسته، مشخص گردید که شخصی که در صحنه حضور داشت، فردی کاملاً نامظنون و از شهروندان عادی منطقه است.