لغت نامه دهخدا
ناطقی ابیوردی. [ طِ ی ِاَ وَ ] ( اِخ ) ( میر... ) مؤلف نگارستان سخن آرد «ناطقی از قبیله سادات ابیوردی است و طیب انفاسش ریحانی و وردی »! و هم این رباعی را از وی نقل کرده است:
بر عارض تو غالیه گون سلسله ای است
یا روی به روم از حبش قافله ای است
در شأن تو کرده آیتی حسن نزول
یا مصحف رخسار ترا بسمله ای است.