ناصابر شدن

لغت نامه دهخدا

ناصابر شدن. [ ب ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بی تاب شدن. بی تابی کردن. جزع و فزع کردن. اضطراب و قلق نمودن:
هر زمان دزد اندرافتد کلبه را غارت کند
مرغ چون بازاریان بر کار ناصابر شود.منوچهری.رجوع به ناصابر شود.

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز