ناسفتگی

مترادف‌ها

ناپختگی، نارسایی

متضادها

رسیدگی، پختگی

لغت نامه دهخدا

ناسفتگی. [ س ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) سفته نبودن. نابسودگی. مقابل سفتگی:
دری کو را بود مهر خدائی
دهد ناسفتگی بر وی گوائی.نظامی.|| بکارت. دوشیزگی. رجوع به سفتگی شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران