ناساختگی

مترادف‌ها

ناهمخوانی، عدم تناسب، تضاد، عدم سازگاری

متضادها

سازگاری، هماهنگی، همخوانی

لغت نامه دهخدا

ناساختگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) ساخته نبودن. آماده و بسیجیده نبودن. || نابسامانی. روبراه نبودن. مرتب نبودن. || ناسازگاری.

جمله سازی با ناساختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در تحلیل‌های منطقی و فلسفی، وجود هرگونه ناساختگی میان فرضیات اولیه و نتایج نهایی می‌تواند اعتبار پژوهش و استدلال‌های ارائه شده را به شدت زیر سؤال ببرد.

💡 ناهمگونی داده‌ها و ناساختگی میان گزارش‌های مالی شرکت باعث شد تا حسابرسان نتوانند وضعیت واقعی سود و زیان سازمان را به درستی ارزیابی کنند.

💡 در ساختار داستان، هرگونه ناساختگی در شخصیت‌پردازی یا سیر زمانی وقایع، باعث می‌شود مخاطب به راحتی از فضای روایی داستان جدا شده و تمرکز خود را از دست بدهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران