لغت نامه دهخدا
نازخر. [ خ َ ] ( نف مرکب ) خریدار ناز. نازبردار. که تحمل ناز معشوق کند. که ناز کسی را می کشد. نازکش.
نازخر. [ خ َ ] ( نف مرکب ) خریدار ناز. نازبردار. که تحمل ناز معشوق کند. که ناز کسی را می کشد. نازکش.
( صفت ) آنکه تحمل نازمعشوق یا دیگری کند نازکش.