ناخوشبو
مترادفها
بدبو، نامطبوع
متضادها
خوشبو، معطر
لغت نامه دهخدا
ناخوشبو. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) ناخوشبوی.
جمله سازی با ناخوشبو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بوی بسیار ناخوشبو که از انبار قدیمی مواد غذایی میآمد، باعث شد که تمام اهالی محله از ورود به آن منطقه کاملاً خودداری کنند.
💡 استفاده از مواد شیمیایی نامرغوب در تولید عطر باعث شده است که محصول نهایی دارای رایحهای بسیار ناخوشبو، زننده و غیرقابل تحمل باشد.
💡 پس از مدتی طولانی که پنجرهها باز نشده بودند، هوای اتاق به شدت ناخوشبو و برای تنفس کردن در آن محیط بسیار دشوار شده بود.