ناانصافی

مترادف‌ها

بی‌انصافی، ظلم، ستم، جفا

متضادها

انصاف، عدالت

لغت نامه دهخدا

ناانصافی. [ اِ ] ( حامص مرکب ) بی دادی وبی انصافی و ظلم و ستم. ( ناظم الاطباء ): این مفسدت و ناانصافی را به عیوق رسانید و بکلی کار مملکت و ولایت داری به زیان برد. ( تاریخ غازانی ص 247 ).
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس.حافظ.در دیاری که توئی بودنم آنجا کافیست
آرزوهای دگر غایت ناانصافیست.میرزاکافی خلخال ( از آنندراج ).

جمله سازی با ناانصافی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او همیشه از اینکه در محیط کار با تبعیض و ناانصافی نسبت به همکارانش مواجه می‌شود، احساس خستگی و ناامیدی عمیقی می‌کند.

💡 اعتراضات گسترده مردم در خیابان‌ها، نشان‌دهنده اعتراض آن‌ها به ناانصافی‌های اقتصادی و توزیع ناعادلانه منابع در سطح جامعه و کشور بود.

💡 گاهی اوقات در زندگی، با ناانصافی‌های غیرمنتظره‌ای روبرو می‌شویم که صبر و حوصله بسیار زیادی را از ما می‌طلبد تا بتوانیم آن‌ها را تحمل کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران