نامطبوع

لغت نامه دهخدا

نامطبوع. [ م َ ] ( ص مرکب ) ناپسند. ناگوار. نامقبول. ناخوش. مکروه. آنچه طبیعت از آن نفرت دارد. بر خلاف طبیعت و درشت. ( ناظم الاطباء ). ناخوشایند: لاجرم در بزرگی نامقبول و نامطبوعند. ( گلستان ). || بی رحم. || بیقدر. حقیر. ( ناظم الاطباء ). || به چاپ نارسیده. که طبع نشده است. چاپ نشده. غیرمطبوع. خطی.

فرهنگ معین

(مَ ) [ فا - ع. ] (ص مف. ) ناخوشایند.

فرهنگ عمید

آنچه طبع از آن نفرت داشته باشد، ناپسند، ناخوشایند.

فرهنگ فارسی

۱ - ناخوشایندناپسندمقابل مطبوع: [ صورتش تیره شدوحالت دردناک ونامطبوعی بخودگرفت ] ۲ - بی قدر حقیر. ۳ - چاپ نشده بطبع نرسیده.

ویکی واژه

sgradevole
ناخوشایند.

جمله سازی با نامطبوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهل دل آیینه اند ای شکل نامطبوع خویش دیده در آیینه طعن و لعن بر آیینه چند

💡 به علت بوی نامطبوعی که دارد کاربرد آن به عنوان اسید خوراکی یا ضد کپک محدود می‌باشد.

💡 هر آنسخن که ثنای تو نیست نامطبوع هر آنقصیده که مدح تو نیست ناموزون

💡 اجزا آکورد در هارمونی به همراه عواملی خارج از آکورد مانند نت‌های زینت، دارای تأثیری «مطبوع» یا «نامطبوع» هستند.

💡 گرچه نامطبوع می‌بینم حسودت را ولیک روزگارش در گه تقطیع موزون یافته

آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز