نااستادی
مترادفها
بیکفایتی، ناشیگری، عدم مهارت
متضادها
استادی، مهارت، تخصص
لغت نامه دهخدا
نااستادی. [ اُ ] ( حامص مرکب ) ناشی گری. عدم مهارت. نادانستگی. بی وقوفی. صاحب منتهی الارب آرد: وَرِه َ وَرهَاً؛ نااستادی کرد در کار. توره فی عمله؛ نادانستگی و نااستادی کرد در کار خویش.