نااستاد
مترادفها
ناشی، بیمهارت، نابلد
متضادها
استاد
لغت نامه دهخدا
نااستاد. [ اُ ] ( ص مرکب )ناآزموده کار و بی وقوف. ( ناظم الاطباء ). که مهارت ندارد. نامجرب. بی تجربه. ناشی. که ماهر در کاری نیست.
ناشی، بیمهارت، نابلد
استاد
نااستاد. [ اُ ] ( ص مرکب )ناآزموده کار و بی وقوف. ( ناظم الاطباء ). که مهارت ندارد. نامجرب. بی تجربه. ناشی. که ماهر در کاری نیست.