میزنده

مترادف‌ها

پایه، تکیه‌گاه، میز

لغت نامه دهخدا

میزنده. [ زَ دَ / دِ ] ( نف ) نعت فاعلی از میزیدن. بول کننده. ادرارکننده. شاشنده. که بشاشد. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نعت فاعلی از میزیدن بول کننده ادرار کننده شاشنده

کلمات مرتبط